لينك ثابت
نوشته شده در 20 Jan 2009ساعت 6:57 توسط ::لیلی::
توضيحات وبلاگ
از دستهای گرم تو کودکان توامان آغوش خویش سخنها میتوان گفت غم نان اگر بگذارد نغمه در نغمه در افکنده ای مسیح مادر ای خورشید! از مهربانی بی دریغ جانت با چنگ تمامی ناپذیر تو سرودها میتوان گفت غم نان اگر بگذارد رنگها در رنگها دویده از رنگین کمان بهاری که سراپرده در این باغ خزان رسیده برافراشته است نقش ها میتوان زد غم نان اگر بگذارد چشمه ساری در دل و آبشاری در کف آفتابی در نگاه و فرشته یی در پپراهن از انسانی که تویی قصه ها میتوانم کرد غم نان اگر بگذارد.